نور الدين جعفر بدخشى

115

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

و علامت عبور از هوائيت رفتن است بر هوا و پريدن و ديدن بادها و برآمدن بر آسمان « 1 » و آنچه به اين‌ها مانند باشد از روى معنى و در فناء حظ هوايى بيند كه فضاى واسع پديد « 2 » آيد و بر بالاى آن فضاى هواى صافى مىباشد « 3 » . و چون از « 4 » اين جواهر مفرده عنصريه عبور كند سير او در مركبات عنصريه و « 5 » معادن و نباتات بود و ظلمات تركيب را ازيد بيند كه « 6 » هرچند تركيب زيادت مىشود ، ظلمات ازيد است ، پس چون از اوّل ( آ : 35 ب ) مركّبات عبور كند به معادن كه تركيب او بيشتر است ، ظلمات او را بيند كه اشدّ باشد و از معادن چون عبور كند به نباتات او را ابلغ بيند « 7 » . و از « 8 » نباتات چون عبور كند ، ديدهء او به حيوانات اظلم رسد و از حيوانات چون « 9 » عبور كند به انسان ظلوم ( ب ) « 10 » جهول « 11 » رسد و چون از وى « 12 » ترقى كند به عالم غيب رسد كه ملكوتست و از ملكوت كه « 13 » ترقى كند به جبروت رسد كه عالم ارواح است و از جبروت كه ترقى كند به عظموت رسد كه غيب الغيب است ، پس به نور متابعت حبيب اللّه جمال الجميل « 14 » را معاينه كند ، لاجرم عالم غيب و « 15 » شهادت گردد « 16 » . قال اللّه تعالى : فلا يظهر على غيبه أحدا إلّا من ارتضى من رسول « 17 » »

--> ( 1 ) به آسمان . ( 2 ) ن ، گ : پيدا . ( 3 ) آ ، ب ، ن : ندارد . گ : باشد ( بجاى مىباشد ) . ( 4 ) ل : ندارد . ( 5 ) ل ، ن : ندارد . ( 6 ) ل ، گ : زيرا كه . ( 7 ) ب : ندارد . آ : بلغ بيند ( بجاى ابلغ بيند ) . ( 8 ) ب : ندارد . گ : عبارت از « به نباتات . . . . تا . . . عبور كند » ندارد . ( 9 ) ل : و چون از حيوانات . گ : و از آن حيوانات چون . ( 10 ) ب : برگ 33 الف . ( 11 ) قرآن مجيد : 33 ( سوره احزاب ) : 72 : انّه كان ظلوما جهولا . ( 12 ) ت ، ل ، ن ، گ : از وى چون . ( 13 ) ب : ناخوانا ، ن : چون . ( 14 ) ل ، ن : جمال اللّه الجميل . گ : جمال اللّه الحميد . ( 15 ) ل : او را . ( 16 ) گ : زيادت گردد . ( 17 ) قرآن مجيد 72 : ( سوره الجن ) 26 . 27 . پس مطلع نمىسازد . بر غيبش احدى را مگر آن را كه پسنديد از رسول : ( كشف الآيات ) .